• ادویه، ظروف چینی، ابریشم و کلی داستان های زیبا، از جاده ابریشم آمده اند. این جاده سرزمین های باستانی را به هم متصل کرده می کرد.

    با شبکه مستند همراه شوید

  • مجموعه مستند «همه جای ایران سرای من است » سفر هیجان انگیز گروهی از ورزشکاران به شمال ایران است. این مجموعه توسط  علیرضا حائری و وحید سلیمانی ساخته شده و از تولیدات شبکه مستند سیما است.

  • «همه جای ایران سرای من است » مستندی مهیج است که در آن طبیعت گردی همراه با ورزش های مهیج تجربه می شود. ورزش هایی مانند پروزا با پاراگلایدر ، موتورسواری کوهستان و ماشین های تخصصی بیرون از جاده که در روند تولید مستند از آنها استفاده شده است. این برنامه همچنین با صعود به بلندترین قله استان گیلان و دیدار از گل سوسن چلچراغ طبیعت زبیای این منطقه را نیز به تصویر کشیده است. 

  • «همه جای ایران سرای من است » مستندی مهیج است که در آن طبیعت گردی همراه با ورزش های مهیج تجربه می شود. ورزش هایی مانند پروزا با پاراگلایدر ، موتورسواری کوهستان و ماشین های تخصصی بیرون از جاده که در روند تولید مستند از آنها استفاده شده است. این برنامه همچنین با صعود به بلندترین قله استان گیلان و دیدار از گل سوسن چلچراغ طبیعت زبیای این منطقه رانیز به تصویر کشیده است. 

  • مستند "بهار ایران و شاعران فرانسه" درباره تاثیر ادبیات و آثار باستانی ایران بر روی شاعران فرانسه است. نگاهی به آثار باستانی ایران در سال 1352 در این مستند خالی از لطف نیست.

  • "من ایران را دوست دارم" مستندی درباره صنعت توریسم در ایران و برخورد توریست های ثروتمند و کم پول با فرهنگ مردم کشورمان است. این فیلم، سفرنامه ای کوتاه از ایران سال   1350 را به تصویر کشیده.

    بخش هایی از این مستند 35 دقیقه ای از برنامه " گلستانه " شبکه مستند سیما پخش شد که می توانید آن را با ببینید.

  • ژان شاردن جواهر ساز، بازرگان و سیّاح فرانسوی (متولّد پاریس 1643، متوفی لندن 1713) در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی در خلال سال های 1665 تا 1677 جمعاً دوبار به ایران عصر صفوی مسافرت کرد و شرح مشاهدات خود را درسال های آخر عمر که در انگلستان بسر می برد درسال 1711 در هشت مجلّد به چاپ رسانید.

  • ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرخسرو، در سال ۳۸۲ در روستای قبادیان مرو، که اکنون در تاجیکستان است، به دنیا آمد

    ناصرخسرو در جوانى به فراگیرى دانش‌هاى گوناگون پرداخت و در سایه‌ هوش سرشار و روح پژوهشگر خویش از دانش‌هاى دوران خود مانند فلسفه، اخترشناسى، کیهان‌شناسى، پزشکى، کانى‌شناسى، هندسه‌ اقلیدوسی، موسیقى، علوم دینى، نقاشى، سخنورى و ادبیات بهره‌ها گرفت.

    وی از شاعران برجسته ایران است که در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. اما وی علاوه بر مجموعه اشعار خود، آثار گوناگونی در زمینه شعر، فلسفه، اخلاق، و دین دارد، اما به نظر من مهمترین اثر ناصر خسرو سفرنامه وی است که در آن سفر خود را از مرو به مکه و سپس به قاهره و سرانجام بازگشت خویش به بلخ را شرح می دهد.

    وی در هفت سال سفر، از سرزمین‌های گوناگونی دیدن کرد و گزارش آن را در سفرنامه‌ای به یادگار گذاشت. ناصرخسرو نیز همچون حافظ و رودکی کل قرآن را از برداشت و در آثارش، از آیات قرآن برای اثبات عقایدش استفاده کرده‌است.

    ناصر خسرو در خانوادهٔ ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند رشد کرد. در سال‌هاى پایانى فرمان‌روایى سلطان محمود غزنوى به کار دیوانى پرداخت و این کار را تا 43 سالگى در دربار سلطان مسعود غزنوى و دربار ابوسلیمان جغرى بیک داوود بن میکائیل ادامه داد.

     شروع سفر

    علت سفرناصر خسرو خوابی است که وی در سن چهل و دو سالگی می بیند و تصمیم می‌گیرد که از شغل دبیری در دستگاه سلجوقیان استعفا دهد و به حج برود:

    "شبى در خواب دیدم که یکى مرا گفت چند خواهى خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند. اگر بهوش باشى بهتر است. من جواب گفتم که: حکیمان جز این چیزى نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب دادی: در بى‌خودى و بى‌هوشى راحتى نباشد. حکیم نتوان گفت کسى را که مردم را
    به بى‌هوشى رهنمون باشد، بلکه چیزى باید طلبید که خرد و هوش را بیفزاید. گفتم که:من این از کجا آرم؟ گفت: جوینده یابنده باشد. سپس، به سوى قبله اشاره کرد و دیگرسخن نگفت ."

    سفرنامه شرح سفر حج ناصر خسرو است که در طی آن با برادرش و غلامی هند و از بیش از صد شهر عبور می‌کند و برحسب شرایط و اوضاع و احوال سفر یادداشت‌هایی برمی‌دارد.

    سفرنامه یک دائرة المعارف غنی در مورد وضع جهان اسلامی در قرن پنجم است. این کتاب بسیار روان نوشته شده و ناصرخسرو سعی کرده است که چیزهایی را که دیده است به طور خلاصه گزارش دهد.

    سفرنامه حج

    در مدت سه سالی که ناصرخسرو در قاهره بوده است برای بار دوم و سوم با کشتی به حج می‌رود. در سفر چهارم به  مکه،  ناصرخسرو پنج ماه و ١٩ روز در آنجا می‌ماند سپس تصمیم میگیرد به بلخ برگردد، اما این بار از مسیر پر رفت و آمدی که آمده بود باز نمی‌گردد. زیرا او اکنون یک مبلغ جدی مذهب اسماعیلی شده بود و خطر آن می‌رفت که به جرم قرمطی بودن جان خود را از دست بدهد. او مسیر دیگری را انتخاب می‌کند که در قلمرو سلجوقیان نبود. این مسیر از طریق طائف، فلج، یمامه، لحساء (الاحساء)، بصره، آبادان، مهروبان، ارجان (نزدیک بهبهان)، لوردغان، خان لنجان، اصفهان، نائین، طبس، تون، قائن، سرخس، مروالرود، سمنگان، به بلخ منتهی می‌شود. سفر او شش سال و هفت ماه و بیست و دو روز طول می‌کشد و با حساب مسیرهای فرعی شامل سه هزار فرسنگ می‌شود.

    هنگامی که ناصرخسرو به راه می‌افتد هنوز به مذهب شیعه اسماعیلی نگرویده بود، اگرچه به احتمال زیاد در دل تمایلاتی به آن داشته است اما پس از بازگشت از حج یک مبلغ رسمی مذهب اسماعیلیه می‌شود. ناصرخسرو مدتی در بلخ می‌ماند  و به تبلیغ مذهب اسماعیلیه می‌پردازد، اما به علت این که سلجوقیان سنی بوده‌اند با او مخالفت کرده و در صدد آزار وی برمی‌آیند و او مجبور می‌شود آن جا را ترک کرده و به دره یمگان در کوههای بدخشان روی آورد و در پناه امیری بقیه زندگی خود را دور از شهر و دیار و در غربت بگذراند.

    ناصرخسرو اولین کسی است که سفرنامه حج نوشته است. دومین نفری که چنین کرده است ابن جبیر از قرناطه اسپانیاست که ١٣۵ سال پس از وی به حج رفته و سومین نفر ابن بطوطه مراکشی است که ٢٧۶ سال پس از ناصرخسرو سفرنامه حج نوشته است.

     در زمان ناصرخسرو زبان فارسی به تدریج می‌رفت که تحت تاثیر قواعد دستورزبان عربی قرار گیرد و پر از واژه های عربی شود. با این حال، ناصرخسرو تا آنجا که می‌تواند فارسی می‌نویسد و دستور زبان پارسی را به کار می‌گیرد و واژه های فارسی بی‌شماری را به کار می‌گیرد که زبان فارسی امروزین مدیون اوست.

    سفرنامه نتیجه یادداشت‌های روزانه ناصرخسرو است و در پایان کتاب می‌نویسد: «این سرگذشت آنچه دیده بودم به راستی شرح دادم. وبعضی که به روایتها شنیدم، اگر در آنجا خلافی باشد، خوانندگان از این ضعیف ندانند، و مواخذت و نکوهش نکنند» (صفحه ١٧۴ سفرنامه).


    جشنواره ملی سفرنگاری ناصرخسرو قبادیانی

    به یاد گام های بلند ناصر خسرو سفری جشنواره ای مل برای سفرنگاری بوجود آمد. هدف این جشنواره تنها سفر و گشت و گذار نیست بلکه دیدن است و ثبت کردن، کشف کردن، احیای سنت سفرنگاری و تشویق به مستندسازی وقایع و اتفاقات است.

     

     

  • دنیا، ایران باستان را از طریق سفرنامه ها شناخت. استرابون، گزنفون و دیگر گردشگران یونانی اطلاعاتی از ایران باستان مکتوب کردند که مسلما بدون نوشته های آنان شناخت آن دوره برای ما بسیار سخت بود. در دوران پس از آن نیز، اگرچه همواره کاتبانی در دربار پادشاهان حضور داشتند اما سیاحان با نوشته های خود ما را با زندگی مردم عادی و شرایط زیست آنان آشنا کردند.

    سفرنامه ها بخش های خاک خورده تاریخ و سفر هستند که با وجودشان، مقصد برای گردشگران جالب تر و ملموس تر می شود.